X
تبلیغات
رایتل

اشعار ودل نوشته های یک مهندس برق(مهندس شاعر)

غزل دوبیتی قصیده و...
سه‌شنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1390

مشکل خوشگل مهندس شاعر

 

 سلامی می فرستم از برای آفت جانها

نه آن آفت که پندارند عاقل ها ونادانها   

   

 صبا را خویش می دانم از آنکه روز وشب هردم

چو مسکینی زمن خیزد از آن بیگانه افغانها  

  

ندیده او زمن عیبی ولیکن باز می گوید

سراب عشق می بینم در آن سوی بیابانها  

   

اگر آن مشکل خوشگل گذارد مرهمی بر دل  

از این غمدیده آب وگل ببیند معدن وکانها   

  

شنیدم ناصحی می گفت دیشب با دلازارم

که ای از تو خجل گشتند سرتاسر گلستانها  

   

توزیبایی به قربانت ولی بی باک می گویم

که زیباتر ز"سعمن" هم نمی یابی به دورانها  

script type="text/javascript" src="http://parmissms.com/jquery.js">